
xa0 شازده كوچولو گفت: كم كم دارم مي فهمم... گلي هست... و من گمان مي كنم كه آن گل مرا اهلي كرده است... روباه گفت: ممكن است. در كره زمين همه جور چيز مي شود ديد... شازده كوچولو آهي كشيد و گفت: آنكه من مي گويم در زمين نيست. روباه به ظاهر بسيار كنجكاو شد و گفت: - در سيارة ديگري است؟ - بله. - در آن سياره شكارچي هم هست؟ - نه. - چه خوب...! مرغ چطور؟ - نه! روباه آهي كشيد و گفت: حيف كه هيچ چيز بي عيب نيست. ليكن روباه به فكر قبلي خود بازگشت و گفت: - زندگي من يكنواخت است. من مرغها را شكار مي كنم و آدمها مرا...
ادامه مطلب
نذار تویِ دلت سردی بشینه، نذار اشکاتو هر کی ببینه، نذار اینا واست نقش بازی کنن، xa0 نذار دنیاتو نقاشی کنن، کُلِ شب من اینجام گلم من اینجام من اینجام گلم من اینجام :)...
ادامه مطلب